معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطا ست. رسانه ی معماری ما
معماری ما

تجربه را تجربه کردن خطاست
وبسایت اصلی رسانه "معماری ما"
رسانه ای برای انتقال تجارب دنیای آموزش معماری تا زندگی معماری
با تجربه ی دانش آموختگان دانشگاه های معماری تهران، شهید بهشتی، هنر و ...

همراهی با خبرنامه‌ی معماری ما
آخرین نظرات

در راه ساخت آتلیه مدرسه گاندو ( ترجمه محمد مهدی کاوه )

علیرضا هوشمندی | جمعه, ۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۴:۴۸ ب.ظ


نظرات (۵)

  • علیرضا هوشمندی
  • اردوی جهادی به این میگن نه اردو ای که ...

    مرسی از مهدی کاوه بابت ترجمه خوب از این کارا بازم بکن فقط نمی دونم چرا فعل های پاراگراف اول همش است است

    مرسی به خاطر معرفی پروژه به جای این که بناهای قدیمی که که عکسشون تو کتابای کلفت هست رو دوباره معرفی کنیم بناها به روز و با ویژگی خاص بازم از این کارا بکن     

    نقد فرم بنا فراموش نشود

    خطاب به علیرضا :

    نه اردویی که چی ؟ نهمیخوام بدونم نه اردویی که چی ؟ حرفتو بزن مرد

    ناگفته نیاز به انجام چنین پروژه هایی در محیط مرده ی آکادمیک ما جس می شه که هم بار آموزشی داره هم نشاط رو به محیط دانشگاه میاره جای این سفرایی که میریم یه سری بنا رو سرسری نگاه می کنیم بر می کردیم و هم یه خیری توش هست

    اما مقایسه ی این با اردوهای جهادی از هدف و بانی و مقیاس دور از منطق به نظر می رسه

    حطاب به صاب سایت:

    فقط عکس ما این جا اضافه بود دیگه

    در مورد این سفر هایی که میریم ، من نظرت رو قبول دارم که میتونه خیلی بهتر باشه اما کلا نوع و هدف سفر هایی که میریم با چیزی که اینجا رخ داده خیلی فرق داره .
    به نظرم اگه این سفر های معماری رو از معماری جداش کنی کلا معماری ، دیگه معماری نمیشه !
    درسته اگر فقط بری و سر سری و بدون تحلیل از جایی رد شی که حتی اصلا اسمش رو هم نمیدونی ، چیزی برای تعریف برای دوستان نداریم ، اما تجربه ی یک مکان چیزیه که بجاش هیچ چیز دیگه ای رو نمیشه گذاشت !

    آره خوب بدیهیه اگه دانشگاه و محل کسب دانش تجربی در کنار هم میبودن یا باهم خوب ترکیب میشدن فوق العاده میشد ولی خوب الان چنین چیزی عملا وجود نداره .
    الان دقیقا یادم نیست ولی یک شرکتی رو یادمه توی اروپا اخبارش رو دیدم ، این شرکت خودش دانشگاه شده بود و دانشجو ها برای رسیدن به محل آتلیشون از بین محل کار طبقه های پایین عبور می کردند و بعد هم بعد اتمام کارشون با کسایی کرکسیون و بحث می کردن که طبقه پایین درحال طراحی یک پروژه بودن . خیلی فضای جالبی بود .
    البته این مثالی که زدم خیلی شیک و مجلسی بود . ای اتفاقی که الان اینجا افتاده فضاش خیلی با چیزی که گفتم فرق داره .

    در مورد اردو های جهادی :
    تاحالا نرفتم و اطلاعات خیلی زیادی ندارم . اما اون چیزی که درحد اندک میدونم باید انجام بشه و نمیشه اینه که قبل رفتن یک برنامه ی بسیار عالی وجود داشته باشه . نه فقط اینکه چون نیت خیره بریم تا ببینیم چنتا آجر رو هم میره ، خدا بزرگه ! اصلا شاید یکی بیاد بگه آقا اینجا آجر و ... حماقته ! کسی جوابگو هست ؟
    من که تا حالا در این خیر شرکت نکردم نباید با انتقاد حداقل با این حداقل مبارزه کنم ! اما چون گفتی بگو ، گفتم .
  • محمدمهدی کاوه جبلی
  • ممنون از لطفتفتون،مشکل "است"،مشکل ترجمه های اوله،ان شاءالله در ترجمه های بعدی درست میشه.
    نقد فرم با توجه به اسناد کم گاهی اوقا یه کم مشکله... اما چشم،در کار های بعدی سع میکنم که فرم بنا رو هم نقد کنم.
    به نظر من هم هر دو این سفر ها لازمه و هر کدوم خوبی های خودش رو داره...

     اما بحث اردوهایی که با نام "جهادی" در کشور ما در چند سال اخیر برگزار میشه:
    در جلسه آخر معماری جهان(انقلاب صنعتی)متوجه این موضوع شدیم که با ایجاد عملکرد های جدید(نگهداری از سرمایه،حمل و نقل مطمئن،مطالعه مردم کشورهای مستعمره و...) نیاز به بناهای جدید هم ایجاد شد(بترتیب:بانک،بیمه،موزه و ...)... به ذهنم این قضیه خطور کرد که شاید با انقلاب اسلامی هم ما در ایران شاهد نیاز های جدید به بناهای جدید داشته باشیم... از اساتید سوال کردم و به نظر اونها قضیه انقلاب اسلامی کلا با قضیه ی انقلاب صنعتی تفاوت داره و همچین اتفاقی نیفتاده... احتمالا توی ذهن اساتید مسجد،دانشگاه،پادگان های نظامی و... بوده،و بدیهیه که جوابشون اونی باشه که گفتند،چون ما همه ی این ها رو قبل از انقلاب هم داشتیم واتفاق تازه ای رو بعد از انقلاب اسلامی نداشتیم که نیاز به بنای جدیدی داشته باشه...

    اما به نظر من رویکرد جدی انقلاب اسلامی به مقوله "مستضعفین" باعث بوجود آمدن بناهایی،هرچند کوچک،اما با تعدادی بسیار بالا شده. این دو ویژگی(کوچک اما زیاد)تنها نشاندهنده یک چیز است:این ساخت و ساز ها مردمی است و برای هیچ سرمایه داری سودی ندارد که بخواهد به تنهایی آن را بسازد.
    از آنجایی که معماری و طراحی بنا(نه بنایی و فنون ساخت)معمولا در جایی است که قدرت و ثروت در آنجا تلمبار شده پس اینکه این بناهای "مردم ساخت" فاقد طراحی معمارانه باشند،کاملا طبیعی است.
    در نتیجه ما در حال حاضر مواجه با ساخت بسیار زیاد بناهای طراحی نشده در مقیاس وسیع هستیم و این تا اینجا بسیار طبیعی است،زیرا دلیل اولی انقلاب اسلامی و دلیل دومی نبود سرمایه  است.
     
    اما این روند تا کنون چه نتایجی داشته؟
    1-این بناها که معمولا با محیط و اقلیم ناسازگارند توسط مردم قبول نمی شوند،و اگر خراب نشوند حتما متروکه خواهند شد... واین یعنی هدر رفت انرژی(سرمایه کوچک مردمی و نیروی کار)
    2-این بناها که معمولا با متریال های امروزی و شهری(فولاد،بلوک سیمانی،...)  و در هر منطقه ای به همین شکل ساخته می شوند،مردم منطقه را نسبت به خانه هاشان(که با دست خالی و مصالح موجود در منطقه می سازند) دلسرد می کند.
    3-هر سال کار حدود 1ملیون نیروی کار که نیتی کاملا خالص دارند به هدر می رود.
    4-اغلب این ساخت و ساز ها هیچ دستاورد مهم آموزشی و مشارکتی برای مردم منطقه ندارند.
    5-...

    با همه ی این مطالب این اتفاق(اردو های جهادی) اتفاقی استثنایی در جهان امروز است،و اگر قرار باشد به چیزی در کشورمان افتخار کنیم مطمئنا یکی از این چیز ها همین ساخت و ساز هاست.
    و اگر نمونه هایی مشابه در دنیا دیده می شود،از حیث مبنای فکری اصلا قابل مقایسه با نمونه های کشور عزیزمان نیست...

    ما کجای این داستان ایستاده ایم؟
    اگر خوب دور و برمان را ببینیم،متوجه می شویم که برای داشتن یک شرایط ایده آل در این قضیه،ما معماران جوان که متولد این انقلاب هستیم یکی از تکه های اصلی گمشده در این پازل هستیم...

    و تمام این نظر،صرفا نظر بود.
  • علیرضا هوشمندی
  • ممنون از نظر خوبت کاوه . به نظرم کلیات بحث رو به خوبی بیان کردی
    منتظر کار های بعدیت هم هستیم .
    مرسی

    نظرات خود را در زیر بنویسید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی